هفت خان رستم
خوان به معنی سفره و هفتخوان به معنی هفت سفره (هفت سین، هفت روزِ هفته و یا هفت سیاره) است. عدد هفت در اساطیر و ادیان عددی است جادویی و در رابطه با مثلاً هفت کشور، هفت گرد، هفت اندام، هفت کوه و دیگر آمده است
در هفتخوان رستم و اسفندیار ظاهراً هفتخوان از "هفت" و "خان" به معنی هفت منزل و گذرگاه است. رستم جهتِ رهایی کیکاووس از بند شاه مازندران از هفتخوان می گذرد. اسفندیار هم برای آزاد کردن خواهرانش از دست ارجاسپ به توران رفته و پس از گذراندن هفتخوان آنها را نجات می دهد.
عصر کیانیان با کیقباد آغاز می گردد. این دوران را عصر برنز (دوران پسران و یا اولادان) نام گذاشته ام. ماجرای هفتخوان رستم در اوایل این عصر و با پادشاهی کیکاووس ادغام گشته است. این عصر تا شروع دوران نیمه تاریخی عصر آهن ادامه دارد. دوران تاریخی از پادشاهی بهمن تا یزدگرد سوم است
در واقع از قدیم آزمایشات هفتخوانی جزیی از تمایلات رزمی-مذهبی جوانانی بوده که می خواستند به رتبه ی جنگجو، پهلوان و یل برسند و در راه نگهداری از میهن خود کوشش کنند.
هفتخوان رستم در بخش پادشاهی کیکاوس و رفتن او بمازندران آمده است:
رخش شیر را می کشد.
چشمه ی آبی به راهنمایی غرم برای رستم پیدا می شود.
رستم اژدهایی را می کشد.
رستم زن جادو را هلاک می کند.
دو گوش دشتبان را می کند.
رستم ارژنگ دیو را در غار می کشد
رستم دیو سپید را هلاک می کند. دیو در حالت فرو رفتن شمشیر به بدنش تبدیل به سنگ می شود.
جالب است که در داستان رستم در جزوه ی مسکو (و جزوه های معتبر دیگر) از واژه ی "هفتخوان" نامی برده نشده است. اما رستم در خوانی که آ ن را خوان ششم نامگذاری کرده اند کیکاووس را پیدا می کند و پادشاه از پهلوان می خواهد که از "هفت کوه" بگذرد و به غاری برود و دیو سفید را در آنجا بکشد. همچنین او در هفت روز به مازندران می رسد و کیکاووس را نجات می دهد:
گذر کرد باید بر هفت کوه ز دیوان بهر جای کرده گروه
چو رخش اندر آمد بر آن هفت کوه بران نره دیوان گشته گروه
یکی غار پیش آیدت هولناک چنان چون شنیدم پر از بیم و باک
گذارت بر آن نره دیوان جنگ همه رزم را ساخته چون پلنگ
به غار اندرون گاه دیو سپید کزویند لشکر به بیم و امید
توانی مگر کردن او را تباه که اویست سالار و پشت سپاه
داستان هفتخوان رستم بخشی است از داستان پادشاهی کیکاووس و در شاهنامه فصلِ مستقلی به نام "هفتخوان رستم" وجود ندارد
معلم چراغيست گيتي فروز